دغدغه همیشگیاش بود. تمرین میکرد. میرفت گلستان شهدا توی قبرهای خالی میخوابید. شب بود گلستان هم چراغ نداشت. بعد هم آرزو کرد طوری شهید شود که هیچ اثری ازش باقی نماند.